جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ignoramus
01
نادان, بیاطلاع
a person who is profoundly ignorant or uninformed
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ignoramuses
مثالها
The ignoramus argued that the moon landing was faked despite all the evidence.
جاهل استدلال کرد که فرود بر ماه جعلی بوده است با وجود تمام شواهد.



























