جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ignoramus
01
نادان, بیاطلاع
a person who is profoundly ignorant or uninformed
offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ignoramuses
مثالها
He called the voter an ignoramus for not knowing basic civics.
او رایدهنده را به دلیل ندانستن اصول اولیه شهروندی نادان نامید.



























