جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
شکار کردن
در برخی فرهنگها، مردم هنوز هم برای تهیه غذا از روشهای سنتی شکار میکنند.
دنبال چیزی گشتن
باستانشناسان به دنبال یافتن آثار باستانی بودند، با دقت محل را حفاری میکردند به امید کشف گنجینههایی از گذشته.
(تعقیب و سپس) شکار کردن
شیر ماده برای تغذیه بچههایش شکار میکند.
در تعقیب بودن (فراری یا مضنون)
پلیس پس از دریافت سرنخهای جدید برای شکار مظنون بیرون آمد.
تعقیب کردن
سربازان نیروهای دشمن را در کوهستانها تعقیب کردند و آنها را به عقبنشینی واداشتند.
شکار
قبیله برای جمعآوری گوشت برای جشنواره آینده به شکار رفت.
شکار
شکار روباه یک رویداد سنتی بود که هر پاییز برگزار میشد.
شکار
پلیس یک جستجو برای کوهنورد گمشده در پارک ملی راه اندازی کرد.
گروه شکارچیان
شکار محلی هر آخر هفته برای تعقیب روباهها سوار بر اسب جمع میشد.
درخت واژگانی



























