جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Apprenticeship
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
apprenticeships
مثالها
The young artist decided to pursue an apprenticeship with a renowned painter to refine their techniques.
هنرمند جوان تصمیم گرفت برای اصلاح تکنیکهای خود کارآموزی را با یک نقاش مشهور دنبال کند.
درخت واژگانی
apprenticeship
apprentice



























