جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Apprenticeship
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
apprenticeships
مثالها
The aspiring chef completed a culinary apprenticeship, gaining hands-on experience in a professional kitchen.
سرآشپز مشتاق یک کارآموزی آشپزی را به پایان رساند و تجربه عملی در یک آشپزخانه حرفهای کسب کرد.
درخت واژگانی
apprenticeship
apprentice



























