جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hot-wire
01
با استفاده از سیمها ماشین را روشن کردن
to start a car's engine without the key by using the wires attached to it
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
hot-wire
سومشخص مفرد
hot-wires
وجه وصفی حال
hot-wiring
گذشته ساده
hot-wired
اسم مفعول
hot-wired
مثالها
Mechanics demonstrated how to safely hot-wire an engine for educational purposes, emphasizing the importance of following legal procedures.
مکانیکها نشان دادند که چگونه برای مقاصد آموزشی به صورت ایمن ماشین را بدون کلید روشن کنند، و بر اهمیت پیروی از رویههای قانونی تأکید کردند.



























