جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hot-wire
01
با استفاده از سیمها ماشین را روشن کردن
to start a car's engine without the key by using the wires attached to it
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
hot-wire
سومشخص مفرد
hot-wires
وجه وصفی حال
hot-wiring
گذشته ساده
hot-wired
اسم مفعول
hot-wired
مثالها
The thief attempted to hot-wire the car, bypassing the ignition system to steal the vehicle.
دزد سعی کرد ماشین را بدون کلید روشن کند، با دور زدن سیستم احتراق برای دزدیدن وسیله نقلیه.



























