جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hostilities
01
دشمنیها, نبردها
acts of open fighting between opposing forces
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hostilities
مثالها
The two sides agreed to stop hostilities.
دو طرف توافق کردند که خصومتها را متوقف کنند.



























