جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Homecoming
01
بازگشت به خانه, بازگشت به میهن
the act of returning to one's home or place of origin
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
homecomings
مثالها
Her homecoming after years abroad was filled with joy and celebration.
بازگشت به خانه او پس از سالها زندگی در خارج از کشور پر از شادی و جشن بود.
02
بازگشت به خانه, جشن فارغ التحصیلان
an annual event at schools and universities, welcoming back former students and celebrating community spirit and traditions
مثالها
The school's homecoming featured a parade, football game, and alumni gatherings.
بازگشت به خانه مدرسه شامل رژه، بازی فوتبال و گردهمایی فارغالتحصیلان بود.
درخت واژگانی
homecoming
home
coming



























