جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to holler
01
فریاد زدن, داد زدن
shout out
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
holler
سومشخص مفرد
hollers
وجه وصفی حال
hollering
گذشته ساده
hollered
اسم مفعول
hollered
02
فریاد زدن, داد زدن
utter a sudden loud cry
03
شکایت کردن, ناله کردن
complain
Holler
01
فریاد, داد
a very loud utterance (like the sound of an animal)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hollers
02
دره باریک, دره کوچک
(Southern US) a small, narrow valley, often between hills or mountains
Slang
مثالها
The cabin sits deep in the holler.
کلبه در عمق دره قرار دارد.
درخت واژگانی
hollering
holler



























