جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hole out
01
توپ را در سوراخ کردن, به پایان رساندن سوراخ
to successfully hit the ball into the hole with a putt, finishing the hole
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
hole
زمان حال
hole out
سومشخص مفرد
holes out
وجه وصفی حال
holing out
گذشته ساده
holed out
اسم مفعول
holed out
مثالها
They waited anxiously as the golfer prepared to hole out for the win.
آنها با اضطراب منتظر بودند در حالی که گلفباز آماده میشد تا برای پیروزی توپ را در سوراخ قرار دهد.



























