جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hoagie
01
ساندویچ
(Pennsylvania) a sandwich made with a long piece of bread filled with meat, salad and cheese
Slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
hoagies
مثالها
She ordered a turkey hoagie with extra mayo.
او یک هوگی بوقلمون با مایونز اضافی سفارش داد.



























