جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hired gun
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hired guns
مثالها
He feared the hired gun sent after him.
او از قاتل اجارهای فرستاده شده به دنبالش میترسید.
02
مزدور, متخصص خارجی
an expert engaged temporarily to handle a specific problem or task within an organization
مثالها
The CEO called in a hired gun to manage the crisis.
مدیرعامل یک متخصص موقت را برای مدیریت بحران فراخواند.



























