جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
High point
01
نقطه اوج, قله
the most elevated or significant point of something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
high points
مثالها
The high point of the concert was when the band played their most popular song.
اوج کنسرت زمانی بود که گروه محبوبترین آهنگ خود را اجرا کرد.



























