جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
High point
01
نقطه اوج, قله
the most elevated or significant point of something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
high points
مثالها
The hiker reached the high point of the trail, offering a spectacular view of the surrounding landscape.
کوهنورد به بالاترین نقطه مسیر رسید، که منظرهای خیرهکننده از مناظر اطراف ارائه میداد.



























