جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
high-pitched
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
highest-pitched
شکل تفضیلی
higher-pitched
درجهپذیر
مثالها
The child's high-pitched laughter filled the room, bringing a sense of joy to everyone present.
خنده زیر کودک اتاق را پر کرد و حس شادی را به همه حاضرین بخشید.
02
شیب دار در یک زاویه تند, با شیب بالا
set at a sharp or high angle or slant



























