جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
high-pitched
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
highest-pitched
شکل تفضیلی
higher-pitched
درجهپذیر
مثالها
She could hear the high-pitched whistle of the kettle from the other room.
او میتوانست صدای سوت بلند کتری را از اتاق دیگر بشنود.
02
شیب دار در یک زاویه تند, با شیب بالا
set at a sharp or high angle or slant



























