جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Apostasy
01
ترک عقیده, برگشت از یک عقیده
the act of abandoning a religious or political belief that one used to hold
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
apostasies
مثالها
His public declaration of atheism was viewed as an act of apostasy by his deeply religious family.
اعلام عمومی بیخدایی او توسط خانواده عمیقاً مذهبیاش به عنوان عملی از ارتداد دیده شد.
02
ارتداد, ترک
the act of abandoning a party for cause



























