جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Henchman
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
henchmen
مثالها
The crime lord's henchman carried out the orders without question, ensuring that his boss's interests were protected at any cost.
دست راست ارباب جنایت دستورات را بدون پرسش اجرا کرد، اطمینان حاصل کرد که منافع رئیسش به هر قیمتی محافظت شود.



























