جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hearable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most hearable
شکل تفضیلی
more hearable
درجهپذیر
مثالها
His voice became hearable after the noise in the room subsided.
صدای او قابل شنیدن شد پس از آن که سر و صدای اتاق فروکش کرد.
درخت واژگانی
unhearable
hearable
hear



























