جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hay
to hay
01
درودن علف خشک, چیدن یونجه
to cut and dry plant material so that it can be used as hay
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
hay
سومشخص مفرد
hays
وجه وصفی حال
haying
گذشته ساده
hayed
اسم مفعول
hayed
مثالها
They spent the afternoon haying the freshly cut grass.
آنها بعدازظهر را به درست کردن یونجه از علف تازه بریده شده گذراندند.



























