جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Havoc
01
ویرانی
a state of widespread chaos, confusion, or destruction
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The political unrest created havoc in the city, with protests and riots breaking out.
ناآرامی سیاسی در شهر هرج و مرج ایجاد کرد، با اعتراضات و شورشهایی که شعلهور شد.



























