جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to haul off
01
حمل کردن, برداشتن
to take something away using a vehicle or transport method, often to remove or relocate it
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حرکتی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
haul
زمان حال
haul off
سومشخص مفرد
hauls off
وجه وصفی حال
hauling off
گذشته ساده
hauled off
اسم مفعول
hauled off
مثالها
They had to haul off the old furniture to the recycling center after buying new ones.
آنها مجبور شدند مبلمان قدیمی را به مرکز بازیافت حمل کنند پس از خرید مبلمان جدید.



























