جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
antsy
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
antsiest
شکل تفضیلی
antsier
درجهپذیر
مثالها
She felt antsy waiting for her turn to speak in front of the class.
او در انتظار نوبت خود برای صحبت در مقابل کلاس احساس ناآرامی میکرد.



























