جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Handyman
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
handymen
مثالها
The handyman fixed the leaky faucet and repaired the broken fence in the backyard.
مرد همهکاره شیر آب چکهدار را تعمیر کرد و نرده شکسته در حیاط خلوت را تعمیر کرد.
درخت واژگانی
handyman
handy
man



























