جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Handyman
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
handymen
مثالها
She hired a handyman to assemble new furniture and hang shelves in her apartment.
او یک دستیار مرد استخدام کرد تا مبلمان جدید را سرهم کند و قفسهها را در آپارتمانش آویزان کند.
درخت واژگانی
handyman
handy
man



























