جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hair shirt
01
تنبیه, مجازات
something extremely hard that one goes through, often as a punishment
اصطلاح
مثالها
He treated the unpaid work like a hair shirt after the scandal.
من میفهمم که شما از اقدامات خود متأسف هستید، اما نیازی به پوشیدن پیراهن مو به خاطر آن نیست. همه چیز بخشیده شده است.
02
پیراهن مویی, پیراهنی ناراحت کننده از موی خشن حیوانات
an uncomfortable shirt made of coarse animal hair; worn next to the skin as a penance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hair shirts



























