جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gunfight
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
gunfights
مثالها
Law enforcement officers engaged in a fierce gunfight with the suspects during the robbery.
ماموران اجرای قانون در جریان سرقت با مظنونان یک تیراندازی شدید انجام دادند.



























