جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
guarded
01
محتاط, مواظب
not displaying feelings or giving very much information
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most guarded
شکل تفضیلی
more guarded
درجهپذیر
مثالها
Despite being asked several times, he remained guarded about his plans for the future.
با وجود اینکه چندین بار از او پرسیده شد، او در مورد برنامههایش برای آینده محافظهکار باقی ماند.
درخت واژگانی
guardedly
unguarded
guarded
guard



























