جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gray area
01
مسئله نامشخص
a situation that is hard to define or categorize and therefore unclear
Dialect
American
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
gray areas
مثالها
The new rule leaves too many gray areas for teachers.
وقتی صحبت از مقررات زیستمحیطی میشود، یک منطقه خاکستری وجود دارد که در آن منافع اقتصادی با نگرانیهای زیستمحیطی برخورد میکند.



























