جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gratifyingly
مثالها
She smiled gratifyingly when her efforts were acknowledged.
او راضی کننده لبخند زد وقتی تلاش هایش مورد تقدیر قرار گرفت.
درخت واژگانی
gratifyingly
gratifying
gratify
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی