جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Antidote
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
antidotes
مثالها
The doctor administered the antidote to counteract the effects of the venomous snake bite.
دکتر پادزهر را برای خنثی کردن اثرات نیش مار سمی تجویز کرد.
درخت واژگانی
antidotal
antidote



























