جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
graciously
اطلاعات دستوری
مثالها
She graciously allowed the young intern to take the spotlight during the presentation.
او مهربانانه به کارآموز جوان اجازه داد که در طول ارائه در مرکز توجه قرار گیرد.
02
با ظرافت, با شکوه
in a way that conveys ease, elegance, or luxury
مثالها
The villa graciously unfolds across a private hillside with panoramic sea views.
ویلا با ظرافت در یک تپه خصوصی با چشماندازهای پانورامای دریا گسترده میشود.
درخت واژگانی
ungraciously
graciously
gracious
grace



























