جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Goose
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
geese
مثالها
During migration season, flocks of geese fill the sky with their V-shaped formations, traveling long distances to warmer climates.
در فصل مهاجرت، دستههای غازها با تشکیلات V شکل خود آسمان را پر میکنند، مسافتهای طولانی را به سوی آب و هوای گرمتر میپیمایند.
مثالها
The restaurant 's specialty was crispy-skinned goose, served with a tangy orange glaze and crispy roast potatoes.
ویژگی رستوران غاز با پوست ترد بود که با گلیز پرتقال ترش و سیبزمینیهای سرخکرده ترد سرو میشد.
03
غاز, احمق
a silly or foolish person
Informal
مثالها
She 's a sweet old goose who still pinches cheeks at family gatherings.
او یک غاز پیر شیرین است که هنوز در گردهماییهای خانوادگی گونهها را نیشگون میگیرد.
to goose
01
نیشگون گرفتن باسن
pinch in the buttocks
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
goose
سومشخص مفرد
gooses
وجه وصفی حال
goosing
گذشته ساده
goosed
اسم مفعول
goosed
02
سوخت را به سرعت تزریق کردن, یک پرش سوخت دادن
give a spurt of fuel to
03
به عمل سوق دادن, تحریک کردن
prod into action
درخت واژگانی
gooselike
goosey
goosy
goose



























