جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Good egg
01
آدم خوب, بچه مثبت
someone who is genuinely a good person
تحسینآمیز
اصطلاح
غیررسمی
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
good eggs
مثالها
He's a good egg, always ready to lend a hand to anyone in need.
او آدم خوبی است، همیشه آماده کمک به نیازمندان.



























