جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gold medal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
gold medals
مثالها
He trained for years to earn a gold medal.
او سالها تمرین کرد تا یک مدال طلا به دست آورد.
LanGeek



























