جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Goalkeeper
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
goalkeepers
مثالها
The goalkeeper made a spectacular save to keep the match tied.
دروازهبان یک ذخیره تماشایی انجام داد تا بازی را مساوی نگه دارد.
درخت واژگانی
goalkeeper
goal
keeper



























