جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Absentee ballot
01
رأی غیابی
a vote sent by mail by someone who cannot go to the polling place
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
absentee ballots
مثالها
She requested an absentee ballot while studying abroad.
او در حالی که در خارج از کشور تحصیل میکرد، یک رأی غیابی درخواست کرد.



























