جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ghostwriter
01
سایهنویس, نویسنده در سایه
an author whose work is published under someone else's name
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ghostwriters
مثالها
The politician employed a ghostwriter to craft their speeches and books.
سیاستمدار از یک نویسنده روح برای نوشتن سخنرانیها و کتابهایش استفاده کرد.
درخت واژگانی
ghostwriter
ghostwrite
ghost
write



























