جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
anomalous
01
غیرعادی
not consistent with what is considered to be expected
نکوهشی
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most anomalous
شکل تفضیلی
more anomalous
درجهپذیر
مثالها
Satellite images revealed an anomalous heat signature in a remote region that rescue teams were dispatched to investigate.
تصاویر ماهوارهای یک امضای حرارتی غیرعادی را در یک منطقه دورافتاده نشان داد که تیمهای نجات برای بررسی به آنجا اعزام شدند.
درخت واژگانی
anomalously
anomalousness
anomalous



























