جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Animosity
01
خصومت, دشمنی، ستیز، کینه، عداوت
strong hostility, opposition, or anger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Animosity grew between the neighboring countries after years of border skirmishes and heated rhetoric from both leaders.
کینهتوزی پس از سالها درگیریهای مرزی و سخنان تند هر دو رهبر بین کشورهای همسایه افزایش یافت.



























