gee
gee
ʤi
جی
/d‍ʒˈiː/

تعریف و معنی "gee"در زبان انگلیسی

01

وای, آه

used to express surprise, mild shock, or amazement without swearing
gee definition and meaning
Dated
Euphemistic
Informal
مثال‌ها
She said, " Gee! " when she saw the puppies.
او گفت: "Gee!" وقتی توله‌ها را دید.
01

واحد نیرو برابر با نیروی اعمال شده توسط گرانش؛ برای نشان دادن نیرویی که یک جسم در هنگام شتاب گرفتن تحت آن قرار می‌گیرد استفاده می‌شود, گی

a unit of force equal to the force exerted by gravity; used to indicate the force to which a body is subjected when it is accelerated
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gees
to gee
01

فرمان دادن به راست, به سمت راست گرداندن

give a command to a horse to turn to the right side
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
gee
سوم‌شخص مفرد
gees
وجه وصفی حال
geeing
گذشته ساده
geed
اسم مفعول
geed
02

به سمت راست بپیچید, به راست بگردید

turn to the right side
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه