جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gay
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gays
مثالها
The organization provides resources and support specifically for gays and lesbians.
سازمان منابع و حمایت هایی را به طور خاص برای همجنسگرایان مرد و زنان همجنسگرا ارائه می دهد.
gay
01
همجنسگرا, گِی
sexually attracted to people of the same sex
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The film features a gay couple navigating life together.
فیلم یک زوج همجنسگرا را نشان میدهد که با هم در زندگی حرکت میکنند.
02
شاد, سرزنده
promoting feelings of cheer, brightness, or liveliness
مثالها
Their decorations created a gay mood for the party.
تزئینات آنها یک فضای شاد برای مهمانی ایجاد کرد.
03
رنگارنگ, چشمگیر
brightly colored, showy, or visually striking
مثالها
The carnival was full of gay banners and lights.
کارناوال پر از پرچمهای gay و چراغها بود.
04
دنیوی, خوشگذران
fond of social pleasures, often including indulgence or dissipation
مثالها
He led a gay life filled with parties and gatherings.
او یک زندگی شاد پر از مهمانیها و گردهماییها را گذراند.



























