جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
angrily
01
با عصبانیت, از روی خشم
in a way that shows great annoyance or displeasure
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
The customer angrily demanded a refund at the counter.
مشتری با عصبانیت درخواست بازپرداخت در پیشخوان کرد.
درخت واژگانی
angrily
angry
angr



























