جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Garlic chive
01
*پیازچه
a herbaceous plant with flat, narrow leaves that have a distinct garlic-like flavor
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
garlic chives
مثالها
The sushi rolls were artistically arranged, with a delicate strip of garlic chive gracefully adorning each piece.
رولهای سوشی به صورت هنرمندانهای چیده شده بودند، با نوار ظریفی از تره فرنگی سیر که هر قطعه را به زیبایی تزئین میکرد.



























