جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gantry
01
دروازه, ساختار کنسولی
a structure spanning over a road that supports signs, signals, or cameras
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
gantries
مثالها
He noticed a camera mounted on the gantry.
او متوجه یک دوربین شد که روی داربست نصب شده بود.



























