جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Angler
01
شخصی که برای تفریح ماهیگیری میکند
a person who fishes with a rod and line as a hobby
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
anglers
مثالها
The angler woke up before dawn, eager to spend the day fishing on the tranquil lake.
ماهیگیر قبل از طلوع آفتاب بیدار شد، مشتاق بود که روز را در آرامش دریاچه به ماهیگیری بگذراند.
02
دسیسهچی, مکار
a person who schemes or maneuvers strategically to gain an advantage
مثالها
The politician was a skilled angler, always positioning himself for key committees.
سیاستمدار یک ماهیگیر ماهر بود، همیشه خود را برای کمیتههای کلیدی قرار میداد.
درخت واژگانی
angler
angle



























