جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Freshman
01
دانشجو یا دانشآموز سال اولی
a high-school or university student who is in their first year of education
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
freshmen
مثالها
As a freshman, it's essential to seek guidance from seniors and professors for academic success.
به عنوان یک دانشجوی سال اول، ضروری است که برای موفقیت تحصیلی از دانشجویان سال بالاتر و اساتید راهنمایی بخواهید.
02
تازه وارد, مبتدی
any new participant in some activity
freshman
01
سال اول, تازه
used of a person in the first year of an experience (especially in United States high school or college)
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر



























