جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
french
01
فرانسوی
relating to the country, people, culture, or language of France
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
خاص
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
French cuisine is known for its delicious cheeses and wines.
آشپزی فرانسوی به خاطر پنیرها و شرابهای خوشمزهاش معروف است.
French
01
زبان فرانسوی, فرانسوی
the main language of France that is also spoken in parts of other countries such as Canada, Switzerland, Belgium, etc.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
He decided to learn French to understand French films without subtitles.
او تصمیم گرفت فرانسوی یاد بگیرد تا فیلمهای فرانسوی را بدون زیرنویس بفهمد.
02
فرانسویها, مردم فرانسه
the people of France
to french
01
نازک برش دادن
to slice food, typically vegetables, into long, thin strips or ribbons
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
french
سومشخص مفرد
frenches
وجه وصفی حال
frenching
گذشته ساده
frenched
اسم مفعول
frenched
مثالها
She frenches the carrots for the salad, creating elegant ribbons.
او هویجها را برای سالاد ورقهورقه میکند، نوارهای زیبایی ایجاد میکند.



























