to freeze off
Pronunciation
/fɹˈiːz ˈɔf/

تعریف و معنی "freeze off"در زبان انگلیسی

to freeze off
01

با تحقیر رد کردن, با تمسخر رد کردن

reject with contempt
to freeze off definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
freeze
زمان حال
freeze off
سوم‌شخص مفرد
freezes off
وجه وصفی حال
freezing off
گذشته ساده
froze off
اسم مفعول
frozen off
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه