جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Foreknowledge
01
اطلاع قبلی, علم غیب، آگاهی از پیش
knowledge of an occurrence before it actually happens
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
With foreknowledge of the storm, the town had already evacuated before the floodwaters arrived.
با دانش قبلی از طوفان، شهر قبل از رسیدن سیل تخلیه شده بود.
درخت واژگانی
foreknowledge
fore
knowledge



























