جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ancillary
01
فرعی, تابع، کمک، کمکی
secondary or supplementary to something more important
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The company 's ancillary services include IT support and customer assistance.
خدمات جانبی شرکت شامل پشتیبانی فناوری اطلاعات و کمک به مشتریان میشود.



























