جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fluke
01
یکی از دو لوب دم نهنگ, باله دم نهنگ
either of the two lobes of the tail of a cetacean
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
flukes
02
تیغه, باله
flat bladelike projection on the arm of an anchor
03
یک خار, یک نوک
a barb on a harpoon or arrow
04
یک بخت بلند, یک شانس غیرمنتظره
a surprising piece of good luck
مثالها
The team's victory was a fluke, surprising everyone.
پیروزی تیم یک اتفاق خوشیمن بود، که همه را متعجب کرد.
درخت واژگانی
flukey
fluky
fluke



























