جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
flowered
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most flowered
شکل تفضیلی
more flowered
درجهپذیر
حوزه
design, decoration, textiles
مثالها
The flowered wallpaper added a cheerful touch to the room.
کاغذ دیواری گلدار یک لمس شاد به اتاق اضافه کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
flowered
flower



























