جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Flounce
01
حاشیهی چیندار
a strip or piece of fabric that is gathered, pleated, or ruffled and attached to a garment, creating a flowing or decorative effect
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
flounces
02
راه رفتن با حرکات اغراق آمیز و تند, حرکات اغراق آمیز و تند
the act of walking with exaggerated jerky motions
to flounce
01
با تاکید راه رفتن, با خودنمایی راه رفتن
walk emphatically
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
flounce
سومشخص مفرد
flounces
وجه وصفی حال
flouncing
گذشته ساده
flounced
اسم مفعول
flounced



























